کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹۵ - دوش از پیش نظر، چون غمش از دل برود...

1

دوش از پیش نظر، چون غمش از دل برود

چه کنم آه، که یک دم ز مقابل برود

2

تا ابد ناوک کاری خورم و جان ندهم

دشمنی گر نکند بخت، که قاتل برود

3

چون رود غمزه او تیغ زنان، از دنبال

نیم بسمل عجبی نیست که بسمل برود

4

به وداع که مرا می بری ای دل، بگذار

گر بمیرم من و جان از پی محمل برود

5

ننگ آن صید زبونم، که چو در صیدگهی

به غلط کشته شود، ننگ به قاتل برود

متن شعر کپی شد.