کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۰۴ - اگر ز کاوش مژگان او دلم خون شد...

1

اگر ز کاوش مژگان او دلم خون شد

خوشم که بهر من اسباب گریه افزون شد

2

دم هلاک، به روی تو، بس که، حیران بود

دلم نیافت، که کی، ز سینه، جان بیرون شد

3

کدام قطره خوی، لیلی، از جبین افشاند

که گاه گریه، برون، ز چشم مجنون شد

4

امید من به محبت، زیاده، چون نشود؟

که دوش کوهکن، آرامگاه گلگون شد

5

ز بت نه گوشه چشمی، نه چین ابرویی

به حیرتم که دل برهمن ز کف چون شد

6

فغان ز طبع تو عرفی، مگو، بگو کز تو

طبیعتت سبب شهرت همایون شد

متن شعر کپی شد.