کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۴۳ - گشود زلف معنبر شمال، تا چه کند...

1

گشود زلف معنبر شمال، تا چه کند

نهفته چهره عاشق خیال، تا چه کند

2

به یک دو روزه وصالش، زمانه خونم خورد

هنوز دشمنی ماه و سال، تا چه کند

3

به صد کرشمه مرا سوخت تا خطش ندمید

هنوز کشمکش خط و خال، تا چه کند

4

شراب حاضر و شمشیر و طول عمر

پس دو جام دگر این ملال، تا چه کند

5

مجال حرف سپارش نبود و بلبل بود

کنون که یافته عرفی مجال، تا چه کند

متن شعر کپی شد.