کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۸۳ - به شوخی زد طرب غم آفریدند...

1

به شوخی زد طرب غم آفریدند

مکرر شد عسان سم آفریدند

2

نثار نازی از اندیشه گل کرد

دو عالم جان به یک دم آفریدند

3

به زخم اضطراب بسمل ما

ز خون رفته مرهم آفریدند

4

شکست عافیت آهنگ گردید

به هرجا ساز آدم آفریدند

5

جهان جوش بهار بی نیازیست

به یک صورت دو گل کم آفریدند

6

به هرجا وحشت ما عرضه دادند

شرار و برق بی رم آفریدند

7

گل این بوستان آفت بهار است

شکست و رنگ توام آفریدند

8

به تسکین دل مجروح بسمل

پر افشانده مرهم آفریدند

9

به پیری گریه کن کایینه ی صبح

برای عرض شبنم آفریدند

10

کریمان خون شوید از خجلت جود

که شهرت خاص حاتم آفریدند

11

چون ماه نو خم وضع سجودم

ز پیشانی مقدم آفریدند

12

نه مخموری نه مستی چیست بیدل

دماغت از چه عالم آفریدند

متن شعر کپی شد.