کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۹۲ - تن پرستان که به این آب و نمک عیاشند...

1

تن پرستان که به این آب و نمک عیاشند

بی تکلف همه بالیدن نان و آشند

2

سر و گردن همه در دور شکم رفته فرو

پر و خالی و سبک مغزتر از خشخاشند

3

ربط جمعیتشان وقف تغافل ز هم است

چشم اگر باز شود چون مژه ها می پاشند

4

آه ازبن نامه سیاهان که ز مشق من و ما

تا دل آیینه راز است نفس نقاشند

5

گفتگو گر ندرد پرده ، کسی اینجا نیست

همه مضمون خیالی ز عبارت فاشند

6

شش جهت مطلع خورشید و سیه روزی چند

سایه پرورد قفای مژه خفاشند

7

غارت هم چه خیال ست رود از دلشان

در نظر تا کفنی هست همان نباشند

8

انفعالی اگر آید به میان استهزاست

این نم اندوده جبینها عرقی می شاشند

9

عمر در صحبت هم صرف شد اما ز نفاق

کس ندانست که یاران به کجا می باشند

10

بی تمیز اهل دول می گذرند از سر جاه

همه بر مخمل و دیبا قدم فراشند

11

پیش ارباب معانی ز فسونهای حیل

رو میارید که این آینه ها نقاشند

12

بیدل از اهل ادب باش که چون گرد سحر

این تحمل نفسان عرصه بی پرخاشند

متن شعر کپی شد.