کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۹۷ - از چه دعوی شمعها گردن به بالا می کشند...

1

از چه دعوی شمعها گردن به بالا می کشند

بر هوا حیف است چشمی کز ته پا می کشند

2

شبهه نتوان کرد رفع ازکارگاه عمر و وزید

روزگاری شد که از ما نام ما وامی کشند

3

معنی ما بی عبارت لفظ ما بی امتیاز

بوی گل نقشی ز ما پنهان و پیدا می کشند

4

می پرستان از خمار آگاه باید زیستن

انتقام عشرت امروز ، فردا می کشند

5

رحم بر قارون سرشتان کن که از افسون حرص

این خران زیر زمین هم بار دنیا می کشند

6

چون تعلق رفت دیگر ذوق آزادی کجاست

خار پا با شوخی رفتار یکجا می کشند

7

قانعان ساحل بی دست پاییهای عجز

دام ماهی گر کشند از آب دربا می کشند

8

بس که وقف مشرب اهل قناعت سرخوشی ست

گر همه خمیازه باشد جام صهبا می کشند

9

خواهد آخر بی نفس گشتن به عریانی کشید

مدتی شد رشته از پیراهن ما می کشند

10

گوش مستان آشنای حرف و صوت غیر نیست

کوه گر نالد همان قلقل ز مینا می کشند

11

تشنه وصلم به آن حسرت که نقاشان صنع

گر کشند از پرده تصویرم زبانها می کشند

12

ما عبث بیدل به قید بام و در افسرده ایم

خانمانها نیز رخت خود به صحرا می کشند

متن شعر کپی شد.