کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۱۵ - کلاه هرکه فلک بر سماک می فکند...

1

کلاه هرکه فلک بر سماک می فکند

سرش چو آبله آخر به خاک می فکند

2

به گم شدن چو نگین بی نیاز شهرت باش

که ناز نام تو را در مغاک می فکند

3

چو صبح تا ز گریبان سری برون آری

زمانه رخت تو بر دوش چاک می فکند

4

به کارگاه تعین که « لاشریک له » است

خلل اگر فکند اشتراک می فکند

5

ز جوش گریه مستانه ای که دارد ابر

چه شیشه ها که نه در پای تاک می فکند

6

ز امتلا مپسندید خواری نعمت

که شاخ میوه ز سیری به خاک می فکند

7

عرق که جبهه تسلیم سرفکنده اوست

گره به رشته ما شرمناک می فکند

8

رهت گل است به آهستگی قدم بردار

که جهد لکه به دامان پاک می فکند

9

ز عاجزی در اقبال امن زن بیدل

که طاقتت به جهان هلاک می فکند

متن شعر کپی شد.