کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۲۰ - لمعه مهرش دمی کاینه تابان کند...

1

لمعه مهرش دمی کاینه تابان کند

شرم به چشم جهات سایه مژگان کند

2

گر به تغافل دهد جلوه عنان نگاه

خانه صد آینه یک مژه وبران کند

3

حسن عرقناک او محرمی دل نخواست

آتش غیرت کجاست کاین ورق افشان کند

4

هرزه دو مطلبم کاش چو موج گهر

آبله ام یک نفس محرم دامان کند

5

فو ت زمان حضور آینه دل شکست

یاس کنون جای مو ناله پریشان کند

6

در بن دندان شوق حسرت کنج لبی ست

گر بگزم پشت دست بوسه چراغان کند

7

در برم از نیستی جامه پوشیده ای ست

تاکی از این کسوتم رنگ تو عریان کند

8

شبهه نچیند بساط در ره تسلیم عشق

آب ز عکس غریق آینه پنهان کند

9

با همه واماندگی شوق گر آید بجوش

آبله پا چو شمع بر مژه توفان کند

10

گر سر مجنون او گردشی آرد به عرض

دشت و در از گردباد رو به گریبان کند

11

عالم تصویر وهم صید فریبم نکرد

کافر آن غمزه را بت چه مسلمان کند

12

بیدل ز آن نرگسم جرات بیداد کو

سرمه ز خاکم مگر بالد و افغان کند

متن شعر کپی شد.