کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۲۴ - هوس جنون زده نفس به کدام جلوه کمین کند...

1

هوس جنون زده نفس به کدام جلوه کمین کند

چو سحر به گرد عدم تند که تبسم نمکین کند

2

ز چه سرمه رنج ادب کشم که خروش جنون حشم

به هزار عرصه کشد الم نفسی که پرده نشین کند

3

ز خموشی ادب امتحان ، به فسردگی نبری گمان

که کمند ناله عاشقان ، لب برهم آمده چین کند

4

سر بی نیازی فکر را به بلندیی نرسانده ام

که به جز تتبع نظم من ، احدی خیال زمین کند

5

زفسون فرصت وهم و ظن ، بگداخت شیشه ساعتم

که غبار دل به هم آرد و طلب شهور و سنین کند

6

ز بهار عبرت جزوکل ، به گشاد یک مژه قانعم

چه کم است صیقلی از شرر، که نگاه آینه بین کند

7

پی عذر طاقت نارسا، برو آنقدرکه کشد دلت

ته پاست منزل رهروی که به پشت آبله زین کند

8

نه بقاست مایه فرصتی ، نه نفس بهانه شهرتی

به خیال خنده زندکسی که تلاش نقش نگین کند

9

چقدر در انجمن رضا، خجل است جرات مدعا

که دل از فضولی نارسا، هوس چنان و چنین کند

10

ز حضور شعله قامتی ، ز خیال فتنه علامتی

نرسیده ام به قیامتی ، که کسی گمان یقین کند

11

به چه ناز سجده اداکند، به در تو بیدل هیچکس

که به نقش پا برد التجا و خطی نیاز جبین کند

متن شعر کپی شد.