کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۳۵ - اول ، در عدم ، دهنت باز می کند...

1

اول ، در عدم ، دهنت باز می کند

تاکاف و نون تهیه آواز می کند

2

آهنگ صور خیز تو در هر نفس زدن

ساز هزار عالم ناساز می کند

3

هرگاه می دهی به زبان رخصت سخن

جبریل بال می زند و ناز می کند

4

نیرنگ اعتبار بهار تجددت

با هم چه رنگها که نه گلباز می کند

5

شام ابد به جیب تو سر می برد فرو

صبح ازل زتو سخن آغاز می کند

6

هر رنگ و بو که می دمد از نوبهار صنع

آیینه خیال تو پرداز می کند

7

گر فطرت تو پر نزند در فضای قدس

خاک فسرده راکه فلکتاز می کند

8

زبن باغ نی دمیدن صبحی و نی گلی ست

سحرآفرین تبسمت اعجاز می کند

9

این عرصه تا کجا نشود پایمال ناز

رخش تعین تو تک و تاز می کند

10

روز و شبی در انجمن اعتبار نیست

چشم تو می زند مژه و باز می کند

11

بیدل تآملی که در این گلشن خیال

رنگ شکسته تو چه پرواز می کند

متن شعر کپی شد.