کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۷۲۸ - مرا اگر تو نخواهی منت به جان خواهم...

1

مرا اگر تو نخواهی منت به جان خواهم

وگر درم نگشایی مقیم درگاهم

2

چو ماهیم که بیفکند موج بیرونش

به غیر آب نباشد پناه و دلخواهم

3

کجا روم به سر خویش کی دلی دارم

من و تن و دل من سایه شهنشاهم

4

به توست بیخودیم گر خراب و سرمستم

به توست آگهی من اگر من آگاهم

5

نه دلربام تویی گر مرا دلی باقی است

نه کهربام تویی گر مثل پر کاهم

6

نه از حلاوت حلوای بی حد لب توست

که چون کلیچه فتاده کنون در افواهم

7

ز هر دو عالم پهلوی خود تهی کردم

چو هی نشسته به پهلوی لام اللهم

8

ز جاه و سلطنت و سروری نیندیشم

بس است دولت عشق تو منصب و جاهم

9

چو قل هو الله مجموع غرق تنزیهم

نه چون مشبهیان سرنگون اشباهم

10

اگر تتار غمت خشم و ترکیی آرد

به عشق و صبر کمربسته همچو خرگاهم

11

اگر چه کاهل و بی گاه خیز قافله ام

به سوی توست سفرهای گاه و بی گاهم

12

برآ چو ماه تمام و تمام این تو بگو

که زیر عقده هجرت بمانده چون ماهم

متن شعر کپی شد.