کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۵۶ - گردی دگر نشد ز من نارسا بلند...

1

گردی دگر نشد ز من نارسا بلند

هویی مگر چو نبض کنم بیصدا بلند

2

بنیاد عجز و دعوی عزت جنون کیست

مو، سربلند نیست شود تا کجا بلند

3

کم همتی به ساز فراغم وفا نکرد

دامن نیافتم به درازای پا بلند

4

از نه فلک دریغ مکن چین دامنی

یک زینه وار از همه منظر برآ بلند

5

دور است خواب قافله از معنی رحیل

ورنه نمی شد اینهمه بانگ درا بلند

6

پیری دکان ناله ما گرم داشته ست

نرخ عصاست درخور قد دوتا بلند

7

خلق جهان جنون زده بی بضاعتی ست

ازکاسه تهی ست خروش گدا بلند

8

فطرت محیط نه فلک آبگون شود

گر وارسیم آبله پست است یا بلند

9

ما بیخودان تظلم حسرت کجا بریم

دست غریق عشق نشد هیچ جا بلند

10

چون نقش پا ز بس که نگونبخت فطرتیم

مژگان نمی شود به تماشای ما بلند

11

پستی مکش ز چتر کی و دستگاه جم

یک پشت پای بگذر از این دستها بلند

12

بیدل مگر تو درگذری ورنه پیش ما

دریاست بی کنار و پل مدعا بلند

متن شعر کپی شد.