کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۵۸ - پیری آمد ماند عشرتها ز انداز بلند...

1

پیری آمد ماند عشرتها ز انداز بلند

سرنگون شد شیشه ، قلقل کرد پرواز بلند

2

دستگاه اصل فطرت جز تنزل هیچ نیست

می کندگل پست پست انجام آغاز بلند

3

گرد امکان عمرها شد می رود بر باد صبح

تا کجا چیند نفس این دامن ناز بلند

4

معنی صوری که گوش کس به فهمش باز نیست

ازسپند بزم ما بشنو به آوازبلند

5

غافلان تا بر خط شق القمر گردن نهند

حکم انگست شهادت داشت اعجاز بلند

6

زیر گردون هرچه شور انگیخت محو سرمه شد

نغمه ها در خاک خوابانید این ساز بلند

7

زین چمن بیدل کسی را شرم دامنگیر نیست

سرو تاگل ، پا به گل دارد تک و تاز بلند

متن شعر کپی شد.