کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۷۵ - اتفاق است آنکه هردشوار را آسان نمود...

1

اتفاق است آنکه هردشوار را آسان نمود

ورنه از تدبیر یک ناخن گره نتوان گشود

2

گر به شهرت مایلی با بی نشانی ساز کن

دهر نتواند نمودن آنچه عنقا وانمود

3

آرزو از نفی ما اثبا یار ایجاد کرد

هرچه ازآثار مجنون کاست بر لیلی فزود

4

صافی دل تهمت آلودکلف شد از حسد

رنگ آب از سیلی امواج می گردد کبود

5

حیف طبعی کز وبال کبر وکین آگاه نیست

خاک ریزید از مزاری چند در چشم حسود

6

راحت این بزم برترک طمع موقوف بود

دستها بر هم نهادیم از طلب ، مژگان غنود

7

حسن یکتا بیدل از تمثال دارد انفعال

جای زنگارت همین آیینه می باید زدود

متن شعر کپی شد.