کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۷۸ - تاآینه روبروی ما بود...

1

تاآینه روبروی ما بود

گلچین بهار کهربا بود

2

یاد دم عشرتی که چون صبح

آیینه ما نفس نما بود

3

فریاد شکسته رنگی ما

عمری چو نگاه سرمه سا بود

4

شد عجز حجاب ورنه از دل

تاکوی تو راه ناله وابود

5

آیینه چه سان گرفت حیرت

ازعکس تو دست در حنا بود

6

جوشید ز شعله تو داغم

سرچشمه عجز، کبریا بود

7

در راه تو هرچه از غبارم

برداشت فلک کف دعا بود

8

هر آه که برکشیدم از دل

چون موج به گوهر آشنا بود

9

دل نیز چو سینه استخوان داشت

تا یاد خدنگ او هما بود

10

بشکست دل و نکرد آهی

این شیشه عجب تنک صدا بود

11

خون شد دل و ساغر چمن زد

میخانه ماگداز ما بود

12

بیدل تاجی که دیدی امروز

فردا بینی نشان پا بود

متن شعر کپی شد.