کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۸۸ - مطلبی گر بود از هستی همین آزار بود...

1

مطلبی گر بود از هستی همین آزار بود

ورنه در کنج عدم آسودگی بسیار بود

2

زندگی جز نقد وحشت درگره چیزی نداشت

کاروان رنگ و بو را رفتنی در بار بود

3

غنچه ای پیدا نشد بوی گلی صورت نبست

هر چه دیدم زین چمن یا ناله یا منقار بود

4

دست همت کرد از بی جراتیها کوتهی

ورنه چون گل کسوت ما یک گریبان وار بود

5

سوختن هم مفت عشرتهاست اما چون شرار

کوکب کم فرصت ما یک نگه سیار بود

6

غفلت سعی طلب بیرون نرفت از طینتم

خواب پایی داشتم چشمم اگر بیدار بود

7

عافیت در مشرب من بارگنجایش نداشت

بس که جامم چون شرر از سوختن سرشار بود

8

این دبستان چشم قربانی ست کز بی مطلبی

نقش لوحش بیسواد و خامه ها بیکار بود

9

قصرگردون را ز پستی رفعت یک پایه نیست

گردن منصور را حرف بلندش دار بود

10

مصدر تعظیم شد هرکس ز بدخویی گذشت

نردبان اوج عزت وضع ناهموار بود

11

دل به حسرت خون شد و محرم نوایی برنخاست

ناله فرهاد ما بیرون این کهسار بود

12

شوخی نظاره بر آیینه ما شد نفس

چشم بر هم بسته بیدل خلوت دیدار بود

متن شعر کپی شد.