کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۹۳ - امشب غبار ناله دل سرمه رنگ بود...

1

امشب غبار ناله دل سرمه رنگ بود

یا رب شکست شیشه من از چه سنگ بود

2

از کشتنم نشد شفقی طرف دامنی

خونم درپن ستمکده نومید رنگ بود

3

تا صاف گشت آینه خود را ندیدم ام

چون سایه نقش هستی من جمله زنگ بود

4

عالم به خون تپیده نومیدی من است

جستن ز صیدگاه مرادم خدنگ بود

5

حسن از غبار شوخ نگاهان رمیده است

اینجا هجوم آینه پشت پلنگ بود

6

همت نمی رود به سر ترک اختیار

ازخویش رفتنم به رهت عذر لنگ بود

7

عنقای دیگرم که ز بنیاد هستی ام

تا نام ، شوخی اثری داشت ، ننگ بود

8

در دل برون دل دو جهان جلوه رنگ ریخت

این جامه بر قد تو چه مقدارتنگ بود

9

از بس که بی دماغ تماشای فرصتیم

ما را به خود نیامده رفتن درنگ بود

10

بیدل ، که داشت جلوه که از برق خجلتش

در مجلس بهار چراغان رنگ بود

متن شعر کپی شد.