کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۰۲ - شب که جز یاس به کام دل مایوس نبود...

1

شب که جز یاس به کام دل مایوس نبود

ناله هم غیر صدای کف افسوس نبود

2

از خودم می برد آن سیل که چون ریگ رو ان

آبش ازآینه آبله محسوس نبود

3

دل مایوس صنم خا نه اندیشه کیست

رنگ اشکی نشکستیم که ناقوس نبود

4

ناله در پرده ی دل بیهده می سوخت نفس

شمع ما اینهمه وامانده فانوس نبود

5

گوش ارباب تمیز انجمن سیماب است

ورنه بیتابی دل نیزکم از کوس نبود

6

ای جنون خوش ادب از کسوت هستی کردی

آخر این جیب هوس پرده ناموس نبود

7

زنگ غفلت شدم و پرده رازت گشتم

صافی آینه جز دیده جاسوس نبود

8

تا به یک پر زدن آیینه قمری میریخت

حلقه داغ تو در گردن طاووس نبود

9

دل به هر رنگ که بستیم ندامت گل کرد

عکس و آیینه بهم جز کف افسوس نبود

10

سجده اش آیینه عافیتم شد بیدل

راحت نقش قدم غیر زمین بوس نبود

متن شعر کپی شد.