کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۲۳ - شبنم صبح از چمن آبله دل می رود...

1

شبنم صبح از چمن آبله دل می رود

عیش عرق می کند خنده خجل می رود

2

مخمصه زندگی فرصت ماکرد تنگ

عیش والم هیچ نیست عمر مخل می رود

3

زبن همه نشو و نما منفعل است اصل ما

درخور شاخ بلند ربشه به گل می رود

4

تک به هوا می زند خلق زحرص بگیر

گرجه به دوش نفس * رد بهل می رود

5

هرچه دمد زین بهار نشئه آفت شمار

در رگ گل آب نیست خون بحل می رود

6

رنج و الم هم نداد داد ثباتی که نیست

زین مرض آباد یاس دق شد و سل می رود

7

فرصت کار نفس مغتنم غفلت است

آمده در یاد نیست رفته ز دل می رود

8

بیدل ازین رنگ وبو غنچه دل جمع نیست

قافله اتفاق ربط گسل می رود

متن شعر کپی شد.