کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۲۵ - بعد ازینت سبزه خط در سیاهی می رود...

1

بعد ازینت سبزه خط در سیاهی می رود

ای ز خود غافل زمان خوش نگاهی می رود

2

می شود سرسبزی این باغ پامال خزان

خوشدلی هایت به گرد رنگ کاهی می رود

3

با قد خم گشته فکر صید عشرت ابلهی ست

همچو موج از چنگ این قلاب ماهی می رود

4

چاره دشوار است در تسخیر وحشت پیشگان

نکهت گل هر طرف گردید راهی می رود

5

جان به پیش چشم بیباکت ندارد قیمتی

رایگان این گوهر از دست سپاهی می رود

6

سرخوش پیمانه ناز محیط جلوه ایم

موج ما از خود به دوش کج کلاهی می رود

7

نیست صابون کدورتهای دل غیر ازگداز

چون شود خاکستر از آتش سیاهی می رود

8

صیقل زنگار کلفتها همین آه است و بس

ظلمت شب با نسیم صبحگاهی می رود

9

کیست گردد مانع رنگ از طواف برگ گل

خون من تا دامنت خواهی نخواهی می رود

10

از خط او دم مزن بیدل که این حرف غریب

بر زبان خامه ی صنع الاهی می رود

متن شعر کپی شد.