غزل · مولوی
غزل شماره ۱۷۳۸ - به گوشه ای بروم گوش آن قدح گیرم...
1
به گوشه ای بروم گوش آن قدح گیرم
که عاشق قدح و درد و خصم تدبیرم
2
خوش است گوشه و یا گوشه گشته ای چون من
به هر چه باشد از این دو چو شهد و چون شیرم
3
چو آب و روغن با هر کی مرغ آبی نیست
که زهره طالعم و شکر سکرتاثیرم
4
ز حلق من آن خواهم که شکر سکر کند
دگر همه به تو بخشیدم ای بک و میرم
5
روم سری بنهم کان سری است باده جان
که خفته به سر پراحتیال و تزویرم