کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۶۹ - طره او در خیالم گر پریشان می شود...

1

طره او در خیالم گر پریشان می شود

از نفس هم دل پریشانتر پریشان می شود

2

ای بسا طبعی که در جمعیتش آوارگی ست

شعله از گل کردن اخگر پریشان می شود

3

از شکست خاطر ما هیچکس آگاه نیست

این غبار از عالم آنسوتر پریشان می شود

4

چون فنا نزدیک شد مشکل بود ضبط حواس

در دم پرواز بال و پر پریشان می شود

5

ای سحر بر گیر و دار جلوه هستی مناز

این تجمل تا دم دیگر پریشان می شود

6

اینقدر گرد جهان گشتن جنون آوارگیست

چرخ را هر صبح مغز سر پریشان می شود

7

هرزه گردی شاهد بی انفعالیهای ماست

خاک ما گر نم کشد کمتر پریشان می شود

8

ای چراگاه هوس از آدمیت شرم دار

خرمنت در فکر گاو و خر پریشان می شود

9

خاکدان دهر بیدل مرکز آرام نیست

خواب ما آخر بر این بستر پریشان می شود

متن شعر کپی شد.