کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۷۱ - یاد تو آتشی است که خامش نمی شود...

1

یاد تو آتشی است که خامش نمی شود

حق نمک چو زخم فرامش نمی شود

2

زین اختلاطها که مآلش ندامت است

خوشدل همان کسی که دلش خوش نمی شود

3

بوی کباب مجلس تنهایی ام خوش است

کانجا جگر ز بی نمکی شش نمی شود

4

ملکی ست بیکسی که در آنجا غریب یاس

گر می شود شهید ستمکش نمی شود

5

بیدل مزبل عقل ، شراب تعلق است

مست تغافل این همه بیهش نمی شود

متن شعر کپی شد.