کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۸۲ - گذشت عمر به لرزیدنم ز بیم و امید...

1

گذشت عمر به لرزیدنم ز بیم و امید

قضا نوشت مگر سرخطم به سایه بید

2

سحر دماندن پیری چه شامهاکه نداشت

سیاه کرد جهانم به دیده موی سفید

3

ز دور می شنوم گر زبان ما و شماست

جلاجلی که صدا بسته بر دف ناهید

4

جز اختراع جنون امل طرازان نیست

قیامت دو نفس عمر و حسرت جاوید

5

تلاش خلق به جایی نمی رسد اما

همان به دوش نفس ناقه می کشد امید

6

حذر ز نشئه دولت که مستی یک جام

هنوز می شکند شیشه برسر جمشید

7

نماند علم و هنر عشق تا به یاد آمد

چراغها همه گل کرد دامن خورشید

8

غبار قافله رفتگان پرافشان ست

که ای نفس قدمان شام شد به ما برسید

9

کدورت از دل منعم نمی رود بیدل

چه ممکن است که چینی رسد به موی سفید

متن شعر کپی شد.