کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۸۶ - از حقه دهانش هر گه سخن برآید...

1

از حقه دهانش هر گه سخن برآید

آپ از عقیق ریزد در از عدن برآید

2

از شوق صبح تیغش مانند موج شبنم

گلهای زخم دل را آب از دهن برآید

3

از روی داغ حسرت گر پنیه باز گیرم

با صد زبانه چون شمع از پیرهن برآید

4

بیند ز بار خجلت چون تیشه سرنگونی

بر بیستون دردم گر کوهکن برآید

5

وصف بهار حسنش گر در چمن بگویم

چون بلبل ازگلستان گل نعره زن برآید

6

تار نگه رساند نظاره را به رویش

هرکس به بام خورشید با این رسن برآید

7

بیدل کلام حافظ شد هادی خیالم

دارم امید آخر مقصود من برآید

متن شعر کپی شد.