کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۸۹ - دل در جسد شبهه عبارت چه نماید...

1

دل در جسد شبهه عبارت چه نماید

آیینه روشن شب تارت چه نماید

2

خورشیدی و یک ذره نسنجید یقینت

هستی به توز بن بیش عبارت چه نماید

3

زحمت مکش از هیات افلا ک و نجومش

اندیشه تصویر به خارت چه نماید

4

عالم همه نقش پر طاووس خیال است

اینجا دگر از رنگ بهارت چه نماید

5

تمثال خیالی که نه رنگست و نه بویش

گیرم شود آیینه دچارت چه نماید

6

با این رم فرف : ، که نگه بستن چشم است

شرم آینه دارست شرارت چه نماید

7

بر عالم بی ساخته صنعت نتوان یافت

مهتاب کتان نیست زتارت چه نماید

8

وضع طلب آیینه آثار صداع است

خمیازه بجز شکل خمارت چه نماید

9

مقدار جسد فهم کن و سعی معاشش

خاک از تک و پو غیر غبارت چه نماید

10

یک غنچه نقاب از چمن دل نگشودی

ی بی بصر آن لاله عذارت چه نماید

11

گاهی تو و ما، گاه من و اوست دلیلت

تحقیق گر این است عبارت چه نماید

12

بیدل به گشاد مژه هیچت ننمودند

تا بستن چشم آخرکارت چه نماید

متن شعر کپی شد.