کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۶۳۱ - بیدلان چند خیال گل و شمشاد کنید...

1

بیدلان چند خیال گل و شمشاد کنید

خون شوید آن همه کزخود چمن ایجاد کنید

2

کو فضایی که توان نیم تپش بال افشاند

ای سیران قفس خدمت صیادکنید

3

ما هم از گلشن دیدار گلی می چیدیم

هرکجا آینه بینید ز ما یادکنید

4

یار را باید از آغوش نفس کرد سراغ

آنقدر دور متازید که فریاد کنید

5

گرد آرام درین دشت تپش خیز کجاست

تا به پایی برسید آبله بنیادکنید

6

وضع نامنفعلی سخت خجالت دارد

کاش از هرزه دویها عرق ایجاد کنید

7

موجم از مشق تپش رفت به توفان گداز

یک گهر معنی افسردنم ارشادکنید

8

عمرها شد عرق آلود تلاش سخنم

به نسیم نفس سوخته ام یاد کنید

9

بوی گل تا نشوم ننگ رهایی نکشم

نیستم سرو که پا در گلم آزاد کنید

10

صورت ناوکش از دل نکشد جرات من

به تکلف اگرم خامه ی بهزاد کنید

11

نرگس یار به حالم چه نظرهاکه نداشت

معنی منتخبم برسرمن صادکنید

12

من بیدل سبق مدرسه نسیانم

هرچه کردید فراموش مرا یاد کنید

متن شعر کپی شد.