کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۶۵۲ - بر تماشای فنایم دوخت پیریها نظر...

1

بر تماشای فنایم دوخت پیریها نظر

یافتم در حلقه گشتن حلقه چشم دگر

2

از هجوم حیرتم راه تپیدن وانشد

پیکرم سر تا قدم اشکی ست در چشم گهر

3

رفت آن سامان که در هر چشم سیلی داشتم

این زمانم آب باید شد به یاد چشم تر

4

چون سپند آخر نمی دانم کجا خواهم رسید

می روم از خود به دوش ناله های خود اثر

5

معنی دل در خم و پیچ امل گم کرده ام

یک گره تا کی به چندین رشته باشد جلوه گر

6

بسکه سامان بهار عیش امکان وحشت است

می زند گل از نفس چون صبح دامن بر کمر

7

شبنمی در کار دارد گلشن عرض قبول

جز خجالت هرچه آن جا می توان بردن مبر

8

جوهر اصلی ندامت می کشد از اعتبار

رو به ناخن می کند چون سکه پیدا کرد زر

9

لب گشودنهای ظالم بی غبار کینه نیست

می شمارد عقده های سنگ پرواز شرر

10

عافیت مخمور شد تا ساغر جرات زدیم

آشیان خمیازه گشت از دستگاه بال و پر

11

دود سودای تنزه از دماغ خود برآر

گر پری خواهی تماشاکن دکان شیشه گر

12

در دکان وهم و ظن بیدل قماش غیر نیست

خودفروشیهاست آنجا غیر ما از ما مخر

متن شعر کپی شد.