کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۷۵۰ - تلخی نکند شیرین ذقنم...

1

تلخی نکند شیرین ذقنم

خالی نکند از می دهنم

2

عریان کندم هر صبحدمی

گوید که بیا من جامه کنم

3

در خانه جهد مهلت ندهد

او بس نکند پس من چه کنم

4

از ساغر او گیج است سرم

از دیدن او جان است تنم

5

تنگ است بر او هر هفت فلک

چون می رود او در پیرهنم

6

از شیره او من شیردلم

در عربده اش شیرین سخنم

7

می گفت که تو در چنگ منی

من ساختمت چونت نزنم

8

من چنگ توام بر هر رگ من

تو زخمه زنی من تن تننم

9

حاصل تو ز من دل برنکنی

دل نیست مرا من خود چه کنم

متن شعر کپی شد.