کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۶۸۱ - شب زندگی سر آمد به نفس شماری آخر...

1

شب زندگی سر آمد به نفس شماری آخر

به هوا رساند خاکم سحر انتظاری آخر

2

طرب بهار غفلت عرق خجالت آورد

نگذشت بی گلابم گل خنده کاری آخر

3

الم وداع طفلی به چه درد دل سرایم

به غبار ناله بردم غم نی سواری آخر

4

تپشی به باد دادم دگر از نمو مپرسید

چو سحر چه گل دماند نفس آبیاری آخر

5

سر راه وحشت رنگ ز غبار منع پاکست

ز چه پر نمی فشانی قفسی نداری آخر

6

گل باغ اعتبارت اثر وفا ندارد

بگذار از اول او را که فروگذاری آخر

7

به غرور تقوی ، ای شیخ ، مفروش وعظ بیجا

من اگر ورع ندارم تو به من چه داری آخر

8

به فسانه تغافل ستم است چشم بستن

نگهی کزین گلستان به چه گل دچاری آخر

9

عدم و وجود و امکان همه در تو محو و حیران

ز برت کجا رودکس که تو بی کناری آخر

10

چو چراغ کشته بیدل ز خیال گریه مگذر

مژه ات نمی ندارد ز چه می فشاری آخر

متن شعر کپی شد.