کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۷۰۰ - دل از فسون تعلق نگاه در زنجیر...

1

دل از فسون تعلق نگاه در زنجیر

چو موج چند توان رفت راه در زنجیر

2

امل به طبع نفس صبح محشری دارد

هنوز ربشه نهفته ست آه در زنجیر

3

چه ممکن است ز سودای طره ات رستن

نشسته ایم به روز سیاه در زنجیر

4

به ساز زندگی آزادگی نیاید راست

کسی چه عرض دهد دستگاه در زنجیر

5

به هر صفت که تامل کنی گرفتاری ست

تو خواه محو خرد باش و خواه در زنجیر

6

به جرم زندگی است این که می برند به سر

گداز دلق و شه از حب جاه در زنجیر

7

چو بخت ، یار نباشد، به جهد نتوان کرد

ز حلقه های مرصع کلاه در زنجیر

8

نشانده ام به سر انتظار جنون

هزار چشم تهی از نگاه در زنجیر

9

هجوم ناله ام ، از راحتم مگو بید ل

کشیده ام نفسی گاهگاه در زنجیر

متن شعر کپی شد.