کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۷۰۴ - دل بیضه طاووس خیال است به برگیر...

1

دل بیضه طاووس خیال است به برگیر

یعنی نفسی چند توهم درته پرگیر

2

این صبح امیدی که طرب مایه هستی ست

بادی به قفس فرض کن آهی به جگرگیر

3

اقبال به آتش همه یاس است ندامت

گرتاج به فرق تونهد دست به سرگیر

4

در محفل هستی منشین محو اقامت

خمیازه بهار است نفس ، جام سحرگیر

5

آسودگی دهرکمینگاه تپشهاست

هر سنگ که بینی پرپرواز شررگیر

6

رنگ دو جهان ریخته اند از تپش دل

بر هرچه زنی دست همان موج گهر گیر

7

مزد طلب اهل وفا وقف تلف نیست

ای شمع زآتش پر پروانه به زرگیر

8

امید به کوی تو همین خاک نشین است

گوهر سر مویم ره صحرای دگرگیر

9

حرفی ننوشتم که دلی خون نشد آنجا

از نامه من در پر طاووس خبر گیر

10

بیحاصلی است آنچه ز اسباب جنون نیست

دستی که نیابی به گریبان به کمرگیر

11

بیدل به ره عشق ز منزل اثری نیست

تا آبله ای گر برسی مفت سفر گیر

متن شعر کپی شد.