کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۷۲۷ - بی پرده است و نیست عیان راز من هنوز...

1

بی پرده است و نیست عیان راز من هنوز

از خاک می دمد چوگلم پیرهن هنوز

2

عمریست چون نفس همه جهدم ولی چه سود

یک گام هم نرفته ام از خویشتن هنوز

3

چون شمع خامشی که فروزی دوباره اش

می سوزدم سپهر به داغ کهن هنوز

4

ای محو جسم دعوی آزادیت خطاست

یعنی ز بیضه نیست برون پر زدن هنوز

5

عالم به این فروغ نظر جلوه گاه کیست

شمع خیال سوخته است انجمن هنوز

6

فریاد ما به پرده دل بال می زند

نگذشته است پرتو شمع از لگن هنوز

7

اندوه غربت آب نکرده ست پیکرت

گل نیست ای ستمزده ، راه وطن هنوز

8

آسودگی چو آب گهر تهمت من است

دارد ز موج دامن رنگم شکن هنوز

9

مرگم نکرد ایمن از آشوب زندگی

جمع است رشته های امل در کفن هنوز

10

یک جلوه انتظار تو در خاطرم گذشت

آیینه می دمد ز سراپای من هنوز

11

برق تحیرم چه شد از خویش رفته ام

پرواز من بر آینه دارد سخن هنوز

12

خاکستری ز آتش من گل نکرده است

دل غافل است از نمک سوختن هنوز

13

از بی نصیبی من غفلت هوا مپرس

درخون تپید شوق و نگشتم چمن هنوز

14

بیدل غبار قافله هرزه تازی ام

مقصد گم است و می روم از خویشتن هنوز

متن شعر کپی شد.