کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۷۳۲ - ای بیخودی بر آینه وهم رنگ ریز...

1

ای بیخودی بر آینه وهم رنگ ریز

یعنی غبار ما به سر نام و ننگ ریز

2

شور شکست شیشه در این بزم قلقل است

چندی به جام وهم شراب ترنگ ریز

3

موقوف گریه نیست بساط بهار عجز

خونت نماند برجگر از چهره رنگ ریز

4

ای جستجو اگر هوس آرمیدنی ست

ما را بجای آبله در پای لنگ ریز

5

روزی دو در وفاکده فقر صبر کن

بر شیشه خانه هوسی چند سنگ ریز

6

رنگ ادب نریختی از شرم آب شو

گوهر نبسته ای چو عرق بی درنگ ریز

7

یک دشت وحشت است چمنزار کاینات

آیینه خیال ز داغ پلنگ ریز

8

ای نوبهار، بیهوده نقاش وحشتی

یک برگ گل زعالم تصویر رنگ ریز

9

دلهای خلق قابل تاثیر عجز نیست

پرواز ناله در پر و بال خدنگ ریز

10

عمری ست امتحانکده درد الفتیم

یارب دل گداخته ما ز سنگ ریز

11

آرامگاه وحشت رنگند غنچه ها

خونم بر آستانه دلهای تنگ ریز

12

مفت است اگر به وهم غنا متهم شوی

چون تار، ساز آنچه نداری ز چنگ ریز

13

تا وعده گاه خنجر نازت کشیده ام

خون فسرده ای که چه گویم چه رنگ ریز

14

غارت سرشته نگه کافر توایم

یاد از غبار ماکن و طرح فرنگ ریز

15

بیدل مآل هستی موهوم ما فناست

این قطره را همان به دهان نهنگ ریز

متن شعر کپی شد.