کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۷۴۲ - غم نه تنها بر دلم نالید و بس...

1

غم نه تنها بر دلم نالید و بس

عیش هم بر فرصتم خندید و بس

2

گر طواف کعبه درد آرزوست

می توان گرد دلم گردید و بس

3

چون گلم زین باغ عبرت داده اند

آنقدر دامن که باید چید و بس

4

جاده چون طی شد حضور منزل است

رشته می باید به پا پیچید و بس

5

علم دانش یک قلم هیچ است و پوچ

اینقدر می بایدت فهمید و بس

6

صحبت دل با نفس معکوس بود

سبحه اینجا رشته گردانید و بس

7

دل حرم تا دیر در خون می تپید

خانه راه خانه می پرسید و بس

8

چون شرر در راه کس گردی نبود

شرم فرصت چشم ما پوشید و بس

9

بر بهار عیش می نازد غنا

بیخبرکاین گل قناعت چید و بس

10

بیقرارم داشت درد احتیاج

ناله ای کردم که کس نشنید و بس

11

منزل مقصود پرسیدم ز اشک

گفت باید یک مژه لغزید و بس

12

بیدل اسباب جهان چیزی نبود

زندگی خواب پریشان دید و بس

متن شعر کپی شد.