کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۷۴۳ - بی پردگی کسوت هستی ز حیا پرس...

1

بی پردگی کسوت هستی ز حیا پرس

این جامه حریر است ز عریانی ما پرس

2

آه است سراغ نم اشکی که نداریم

چون گم شود آیینه شبنم ز هوا پرس

3

اسرار وفا منحصر کام و زبان نیست

چون سبحه ز هر عضو من این نکته جدا پرس

4

از مجمل هر چیز عیان است مفصل

کیفیت ابرام هم از دست دعا پرس

5

مستقبل امید دو عالم همه ماضی است

این مسئله بر هرکه رسی رو به قفا پرس

6

عالم همه آواره پرواز خیال است

سرمنزل این قافله از بانگ درا پرس

7

جز تجربه سنگ محک عیب و هنر نیست

رمز کرم و خست مردم ز گدا پرس

8

ای همت دونان سبب حاصل کامت

تدبیر گشاد گره از ناخن ما پرس

9

واماندگی از شش جهت آغوش گشوده ست

راهی که به جایی نرسد از همه جا پرس

10

در گرد تک و پوی سلف ناله جنون داشت

دل گفت سراغ همه بی صوت و صدا پرس

11

بیدل به هوس طالب عنقا نتوان شد

تا گم شدن از خویش ره خانه ما پرس

متن شعر کپی شد.