کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۷۴۴ - پر تیره روزم از من بی پا و سر مپرس...

1

پر تیره روزم از من بی پا و سر مپرس

خاکم به باد تا ندهی از سحر مپرس

2

در دل برون دل چو نفس بال می زنم

آوارگی گل وطن است از سفر مپرس

3

صبح آن زمان که عرض نفس داد شبنم است

پروازم آب می شود از بال و پر مپرس

4

هستی فسانه است کجا هجر و کو وصال

تعبیر خوابت اینکه شنیدی دگر مپرس

5

گشتیم غرق صد عرق ننگ از اعتبار

دریا ز سرگذشت رموز گهر مپرس

6

ما بیخودان ز معنی خود سخت غافلیم

هرچند سنگ آینه است از شرر مپرس

7

فرسود چاره ای که طرف شد به رنج دهر

با صندل از معامله دردسر مپرس

8

هرکس درین بساط سراغ خودست و بس

نارفته در سواد عدم زان کمر مپرس

9

دل را به فهم معنی آن جلوه بار نیست

ناز پری ز کارگه شیشه گر مپرس

10

ثبت است رمز عشق به سطر زبان لال

مضمون نامه اینکه ز قاصد خبر مپرس

11

بیدل نگفتنی است حدیث جهان رنگ

صد بار بیش گفتم از این بیشتر مپرس

متن شعر کپی شد.