کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۷۴۵ - دل قیامت می کند از طبع ناشادم مپرس...

1

دل قیامت می کند از طبع ناشادم مپرس

بیستون یک ناله می گردد ز فرهادم مپرس

2

نام هم مفت است ، عنقا بشنو و خاموش باش

صد عدم از هستی آن سویم ز ایجادم مپرس

3

محفل آرای حضورم خلوت نسیان اوست

گو فراموشم نخواهی هیچش از یادم مپرس

4

پهلوی خودمی خورم چون شمع و ازخود می روم

رهنورد وادی تسلیمم از زادم مپرس

5

تهمت تشویش نتوان بر مزاج سایه بست

خواب امنی دارم از عجز خدادادم مپرس

6

تا مژه در جنبش آید عافیت خاکستر است

شمع بزم یاسم از اشک شررزادم مپرس

7

همچو طاووسم به چندین رنگ محو جلوه ای

نقش دامم دیدی از نیرنگ صیادم مپرس

8

کس در این محفل زبان دان چراغ کشته نیست

از خموشی سرمه گردیدم ز فریادم مپرس

9

آب در آیینه بیدل حرف زنگار است و بس

سیل اگر گردی سراغ کلفت آبادم مپرس

متن شعر کپی شد.