کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۷۵۳ - صبح است و دارد آن گل در سر هوای نرگس...

1

صبح است و دارد آن گل در سر هوای نرگس

از چشم ما بریزید آبی به پای نرگس

2

ابر و بهار اقبال امروز سایه کیست

گل کرد تاج برسر بال همای نرگس

3

آب وگل تعین این دلکشی ندارد

رنگ شکسته کیست طرف بنای نرگس

4

هم چشم نوبهارم خوابم چه احتمال است

دارد غنودن اما تا غنچه های نرگس

5

بی انتظار نتوان از وصل کام دل برد

گل می رسد درین باغ یکسر قفای نرگس

6

حیرت برون این باغ راهی نمی گشاید

هرچند رسته باشد چشم از عصای نرگس

7

ما را به این دو دم عیش با چتر گل چه کار است

همسایه خزانیم زبر لوای نرگس

8

اقبال اوج گردون گر می گشود کاری

میل زمین نمی کرد دست دعای نرگس

9

تقلید چند باید در جلوه گاه تحقیق

پامال نور شمع است رنگ لقای نرگس

10

مضمون پیش پا نیز آسان نمی توان خواند

صد صفر و یک الف بود عبرت فزای نرگس

11

چندانکه وارسیدیم رنگ خزان جنون داشت

ای کاش داغ می رست زین باغ جای نرگس

12

بیدل ز چشم مردم دور است حق شناسی

کوری است خرمن اینجا چون دستهای نرگس

متن شعر کپی شد.