کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۷۶۳ - تاکی افسردن دمی از فکر خود وارسته باش...

1

تاکی افسردن دمی از فکر خود وارسته باش

سر برون آر ازگریبان معنی برجسته باش

2

گر نداری جرات از خانمان بر هم زدن

همچو می خون در جگر زین شیشه بشکسته باش

3

تا بفهمی ربط استعداد هستی و عدم

زین دو مصرع دور مگذر اندکی پیوسته باش

4

روزی اینجا در خور آدم دهن آماده است

محرم منقار ساز آن نهال پسته باش

5

عزم صادق می رهاند چون تنت از بند طبع

شاید از پستی برون آیی کمر می بسته باش

6

دخل بیجایت ز درد اهل معنی غافل است

ناخنی تا هست دور از سینه های خسته باش

7

چند باشی از فراموشان ایام وصال

رنگهای رفته یادت می دهم گلدسته باش

8

خواستم از دل برون آرم غبار حیرتی

تا به لب آمد نفس خون گشت وگفت : آهسته باش

9

از اقامت شرم دارد بیدل استعداد شمع

هر قدر باشی درین محفل ز پا ننشسته باش

متن شعر کپی شد.