غزل · مولوی
غزل شماره ۱۷۶۱ - ما همه از الست همدستیم...
1
ما همه از الست همدستیم
عاقبت شکر بازپیوستیم
2
ما همه همدلیم و همراهیم
جمله از یک شراب سرمستیم
3
ما ز کونین عشق بگزیدیم
جز که آن عشق هیچ نپرستیم
4
چند تلخی کشید جان ز فراق
عاقبت از فراق وارستیم
5
آفتابی درآمد از روزن
کرد ما را بلند اگر پستیم
6
آفتابا مکش ز ما دامن
نی که بر دامن تو بنشستیم
7
از شعاع تو است اگر لعلیم
از تو هستیم ما اگر هستیم
8
پیش تو ذره وار رقصانیم
از هوای تو بند بشکستیم