کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۴۵ - مباد دامن کس گیرم از فسون غرض...

1

مباد دامن کس گیرم از فسون غرض

کف امید حنا بسته ام به خون غرض

2

توهم آینه احتیاج یکدگرست

منزهیم وگرنه ز چند و چون غرض

3

فضای شش جهتم پایمال استغناست

هنوز در خم زنجیرم از جنون غرض

4

زبحربهره سیری نبرد چشم حباب

پریست منفعل از کاسه نگون غرض

5

حریف تیشه ابرام بودن آسان نیست

حذر کنید ز فرهاد بیستون غرض

6

دل از امید بپرداز جهل مفت غناست

جهان تمام فلاطون شد از فنون غرض

7

نداشت ضبط نفس غیر عافیت منصور

شنیدم از لب خاموش هم فسون غرض

8

سراغ انجمن کبریا ز دل جستم

تپید و گفت : همین یک قدم برون غرض

9

به روی کس مژه از شرم بر نداشته ایم

مباد بیدل ما اینقدر زبون غرض

متن شعر کپی شد.