کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۵۹ - از عدم مشکل نه آسان سیر امکان کرد شمع...

1

از عدم مشکل نه آسان سیر امکان کرد شمع

داغ شد افروخت اشک و آه سامان کرد شمع

2

بسکه از ذوق فنا در بزم جولان کرد شمع

ترک تمهید تعلقهای امکان کرد شمع

3

از هجوم شوق بی روی تو در هر جاکه بود

دود آه اظهار از هر تار مژگان کرد شمع

4

آب حیوان و دم عیسی نگردد چون خجل

سر به تیغش داد و جان تازه سامان کرد شمع

5

آه عاشق آتش دل را دلیل روشن است

فاش شد هر چند درد خویش پنهان کرد شمع

6

رشته جان سوخت بر سر زد گل سودا گداخت

جای تا در محفل ناز آفرینان کرد شمع

7

دید در مجلس رخش از شرم او گردید آب

خویش را چون نقش پا با خاک یکسان کرد شمع

متن شعر کپی شد.