کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۶۶ - نشسته ای ز دل تنگ بر در تصدیع...

1

نشسته ای ز دل تنگ بر در تصدیع

دمی که واشود این قفل عالمیست وسیع

2

به خویش گر نرسی آنقدر غرابت نیست

که سرکشیده ای از کارگاه صنع بدیع

3

طلب ز هرچه تسلی شود غنیمت گیر

به جوع می مکد انگشت خوبش طفل رضیع

4

قیامت است طمع ز امتلا نمی میرد

که تا به حلق رسیده است می خورد تشنیع

5

چه غفلت است که چون شمع گل به سر باشی

به زیر تیغ نشستن ندارد این تقطیع

6

به گرد قاصد همت رسیدن آسان نیست

ز مقصد آنطرفش برده گامهای وسیع

7

بدون خاک حضور یقین نشد روشن

چراغ نقش قدم داشت این بساط رفیع

8

بقا فنا به کنار و فنا بقا به بغل

همین ربیع و خریفست هم خریف وربیع

9

ز شرم چشم گشودن به بارگاه حضور

عرق تو آینه پرداز تا بریم شفیع

10

پس از تامل بسیار شد عیان بیدل

که علت است تفاوتگر مطاع و مطیع

متن شعر کپی شد.