کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۶۸ - کنون که می گذرد عیش چون نسیم زباغ...

1

کنون که می گذرد عیش چون نسیم زباغ

چوگل خوش آنکه زنی دست در رکاب ایاغ

2

ز شبنم گلم این نکته نقد آگاهیست

که گرد آبله پایی شکسته اند به باغ

3

ز چشمک گل باغ جنون مشو غافل

تنیده است نگاهی به خط ساغر داغ

4

گذشته است ز هستی غبار وحشت ما

ز رنگ رفته همان در عدم کنند سراغ

5

درین بساط که حیرت دلیل بینایی ست

به غیر سوختن خود چه دید چشم چراغ

6

چه انجمن چه گلستان فضای دلتنگی ست

مگر ز مزبله جویدکسی مقام فراغ

7

ز درس عشق به حرف هوس قناعت کن

خمار نغمه بلبل شکن به بانگ کلاغ

8

تلاش منصب پروانه مشربی مفت است

بگردگرد سر هر دلی که دارد داغ

9

خمار مجلسیان عرض ساغر است اینجا

ز بیدماغی مستان رسانده گیر دماغ

10

دو روز در دل خون گشته جوش زن بیدل

نه باغ درخورجولان آرزوست نه راغ

متن شعر کپی شد.