کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۷۱ - یارب از سرمنزل مقصد چه سان یابم سراغ...

1

یارب از سرمنزل مقصد چه سان یابم سراغ

دیده حیرانست و من بیدست و پا، دل بی دماغ

2

غیرت بی دست وپایی های شخص همتم

هرکه را سوزد نفس ، می بایدم گردید داغ

3

دل اگر روشن شود غفلت نمی گنجد به چشم

آنچه نتوان دید تاریکیست در نور چراغ

4

زشت هم از قرب خوبان موج خوبی می زند

خار را جوهر کند آیینه دیوار باغ

5

از سبکروحان گرانجانی ست گر ماند اثر

بوی گل هرجا رود با خویش بردارد سراغ

6

ساغر فطرت به گردش گر نیاید گو میا

نیستیم بوی جنون هم بهر سامان دماغ

7

کرد آگاهم ز سور و ماتم این انجمن

در بهار آواز بلبل ، در خزان بانگ کلاغ

8

بی تپیدن نیست ممکن وضع ایجاد نفس

ای ز اصل کار غافل ، زندگی آنگه فراغ ؟

9

سوختن آماده باش آگاهیت غفلت دمید

صبح خود را شام کردی شام می خواهد چراغ

10

اختلاف وضعها بیدل لباسی بیش نیست

ورنه یکرنگ است خون در پیکر طاووس و زاغ

متن شعر کپی شد.