کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۷۵ - شمع من گرم حیا کرد مگر سوی چراغ...

1

شمع من گرم حیا کرد مگر سوی چراغ

می توان کرد شنا در عرق روی چراغ

2

دل اگر جوش طراوت نزند، سوختنی

شعله کافی ست همان سرو لب جوی چراغ

3

سوختیم از هوس اما مژه واری نکشید

بال پروانه ما شانه به گیسوی چراغ

4

نتوان بود ز نیرنگ عتابش غافل

بزم گرم است به افروختن روی چراغ

5

بالش عافیتی نیست درین شعله بساط

نفس سوخته دارد سر زانوی چراغ

6

پیری و عشرت ایام جوانی غلط است

صبحدم رنگ نبنددگل شب بوی چراغ

7

قرب این شعله مزاجان به خود آتش زده است

نیست پروانه ما بیخبر از خوی چراغ

8

عجز ما رنگ اشارتکده ناز تو ریخت

بال پروانه شد آخر خم ابروی چراغ

9

آب گردید دل و ناله همان عجز تو است

رشته فربه نشد از خوردن پهلوی چراغ

10

هرکجاگردکند شمع خیالم بیدل

شعله از شرم نشیند پس زانوی چراغ

متن شعر کپی شد.