کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۷۸ - فقر ما را مشمارید کم از عالم تیغ...

1

فقر ما را مشمارید کم از عالم تیغ

که برشهاست بقدر تنکی در دم تیغ

2

عجز مردان اثر غیرت دیگر دارد

پشت در سینه نهان می کند اینجا خم تیغ

3

تا قضا آینه مجمع امکان پرداخت

گردنی نیست که چون شمع نشد محرم تیغ

4

غافل از درد مباشیدکه در عرصه عشق

زخمها همچو نیامند همه توام تیغ

5

از قضا بیخبری ، ورنه درین عرصه وهم

سر فرمانبر تسلیم ندارد غم تیغ

6

جز به تسلیم درین عرصه امان نتوان یافت

چو مه نو سپر ایجاد کند از خم تیغ

7

شرم دارد سر پیمانه ز سامان غرور

چون نیام تهی از خویش گرفتم کم تیغ

8

جبن بر جوهر غیرت نگماری یارب

زن حیز است اگر مرد شود ملزم تیغ

9

بیدل از اهل زمان چشم ترحم بردار

گریه خون ریختن است از مژه بی نم تیغ

متن شعر کپی شد.