کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۹۸ - نشد از حسرت داغت جگرم تنها خشک...

1

نشد از حسرت داغت جگرم تنها خشک

لاله را نیز دماغیست درین سودا خشک

2

منت چشمه خضر آینه پردازی تریست

دم شمشیرتو یارب نشود با ما خشک

3

برق حسن تو در ابروی اشارت دارد

خم موجی که کند خون دل دریا خشک

4

در تماشاکده جلوه که چشمش مرساد

موج آیینه زند هرکه شود برجا خشک

5

چون حیا آب رخ گوهر ما وقف تریست

عرقی چند مبادا شود از سیما خشک

6

زین بضاعت نتوان دیگ فضولی پختن

تا رسد نان به تری می شود آب ما خشک

7

وقت آن شدکه ز بی آبی ابر احسان

برگ گل روید ازین باغ چو نقش پا خشک

8

بسکه افسردگی افسون تحیر دارد

سیل چون جاده فتاده است درین صحرا خشک

9

ترک اسباب لب شکوه نایابی دوخت

کرد افشاندن این گرد جراحتها خشک

10

ماند از حیرت رفتار بلاانگیزت

ناله در سینه بیدل چو رگ خارا خشک

متن شعر کپی شد.