کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۰۰ - غیر خاموشی نداردگفتگوی ما نمک...

1

غیر خاموشی نداردگفتگوی ما نمک

تا به کی بر زخم خود پاشد لب گویا نمک

2

سیر باغ حسن خواهی از حیا غافل مباش

در دل آب است آنجا سخت ناپیدا نمک

3

جاده ها چون زخم بی چاک گریبان نیستند

گرد مجنون تاکجاها ریخت در صحرا نمک

4

زین گلستان هرچه می بینی به رنگی می تپد

شبنم گل نیست الا بر جراحتها نمک

5

گرد موهومی به خاک نیستی آسوده بود

یاد دامان که شد یارب به زخم ما نمک

6

محو تسلیم وفایم از فضولیها مپرس

داغ ما را نیست فرق از پنبه کردن با نمک

7

درطلوع مهر بی عرض تبسم نیست صبح

هر که گردد خاک راهت می کند پیدا نمک

8

چاره خون عافیتها می خورد هشیار باش

نسبت مرهم قوی افتاده اینجا با نمک

9

بی تغافل ایمن از آفات نتوان زبستن

دیده باز است زخم و صورت دنیا نمک

10

طبع دانا می خورد خون از نشاط غافلان

خنده موج است بیدل بر دل دریا نمک

متن شعر کپی شد.